هیچکدامتان را نمیشناختم اما نمیدانم چرا رفتنتان این طور آتش به جانم زد؟.....این طور رفتن، این طور سوختن،شاید دل همه را به درد آورد...میدانم....فقط من بغض ندارم...فقط من اشک نمیریزم...نزدیک به هفت روز از پرپرشدنتان میگذرد اما هنوز هیچکدام از آنهایی که شما در آتش غفلتشان سوختید متوجه این همه درد نشدند...چقدر سوال...چقدر شک...چقدر بغض و چقدر آه و اشک...می دانم...آنها سوختند و رفتند و هیچ آه و اشکی آنها را برنمیگرداند....کاری از دستم جز طلب مغفرت برای روح پاکشان بر نمی آید...اما کاش آنهایی که مسئول این فاجعه بودند کمی به خود می آمدند...کاش....

 

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران_کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

 


سارا

 
Copyright © 2005 - 2006 All Rights Reserved
Template Design By : SH A H A B Tiba