|
سلام خيلی وقت بود که ننوشته بودم آخه چند وقته اصلا حالم خوب نيست ميگرنم عود کرده مدام فشارم پايينه خلاصه که اينقدر حالم بد بود که نميتونستم بيام بنويسم(البته اگه کسی بخونه)به هر حال اگه کسی خوند حتما برام دعا کنه........
¤ نوشته شده در یکشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۱ توسط سارا
|
خانه آرشيو ايميل
l: طراح قالب :l l: دوستان :l درياي آبي آرام پسري با کفشهاي کتاني رازان پرستوي مهاجر سكوت بي پايان در قلمرو عشق هادی اشرفی توت فرنگي قانون مرگ مژده صبح نگار جون نجوا تابوت پرنيان سرد سرگل جونم نوشين جونم عاشق خفته من و دل خودم هويت گمشده به همین سادگی ته مانده های یک مرد داداش سامان | |||
![]() |