|
و من تنها و من خسته و من دلگیر دلگیرم از این بی ابری ممتد از این سرمای تاریک زبان در کام گم کرده مرا دریاب مرا دریاب..... که بی تو سخت می پوسم که بی تو درد می نوشم شب و روزم همه اشک است و بی تابی مرا دریاب تا از هم نپاشد پایه های سست این ایمان لرزنده مرا دریاب ای نور،ای خالق،تو ای پاکی
سارا- بهمن 89
¤ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٩ توسط سارا
|
خانه آرشيو ايميل
l: طراح قالب :l l: دوستان :l درياي آبي آرام پسري با کفشهاي کتاني رازان پرستوي مهاجر سكوت بي پايان در قلمرو عشق هادی اشرفی توت فرنگي قانون مرگ مژده صبح نگار جون نجوا تابوت پرنيان سرد سرگل جونم نوشين جونم عاشق خفته من و دل خودم هويت گمشده به همین سادگی ته مانده های یک مرد داداش سامان | |||
![]() |