و چقدر ذلت بار است دمی که دل به تمنای دنیای فریب وجود با عزت خود را تحقیر کند و چقدر مرگ با شرافت گواراتر از زندگی در اسارت است و من هیچ ندارم که به آن مباهات کنم ولی در نهانخانه ی وجودم آتشی احساس میکنم که گرمای قصرهای پر زرق و برق با آن برابری نخواهد کرد و تو ای دنیا با تمام قدرت و ظواهر فریبنده ات بر من بتاز و بدان در حسرت لحظه ای که از تو خواهشی کنم خواهی مرد.
و تو ای انسان!
استوار باش و متحمل باش سختی مصیبت هر چند ناگوار است دیر نخواهد رسید لحظه ای که لبخند فتح بر لبان خشکیده ات خون سرخ انسانیت را به ارمغان خواهد آورد و برای همیشه با عجوزه پیر دنیا وداع خواهی کرد .......

سارا

 
Copyright © 2005 - 2006 All Rights Reserved
Template Design By : SH A H A B Tiba