|
سلام دو روزه که دوباره خيلی به هم ريختم خودم هم نميدونم چم شده اما احساس ميکنم يه چيزی مثل سوهان داره روحمو ميتراشه و از بين ميبره خيلی به هم ريختم خيلی داغونم........ ¤ نوشته شده در شنبه ٤ امرداد ۱۳۸٢ توسط سارا
|
خانه آرشيو ايميل
l: طراح قالب :l l: دوستان :l درياي آبي آرام پسري با کفشهاي کتاني رازان پرستوي مهاجر سكوت بي پايان در قلمرو عشق هادی اشرفی توت فرنگي قانون مرگ مژده صبح نگار جون نجوا تابوت پرنيان سرد سرگل جونم نوشين جونم عاشق خفته من و دل خودم هويت گمشده به همین سادگی ته مانده های یک مرد داداش سامان | |||
![]() |