|
بازم محرم شروع شد بازم دلم گرفته بازم غصه رو دلم مثل يه کوه سنگينی ميکنه فقط ميخوام گريه کنم از همه چی خسته ام از همه چی همه دارن دروغ ميگن همه فقط تظاهر ميکنن حالم ديگه داره به هم ميخوره از اين همه دروغ از اين همه ريا............
¤ نوشته شده در چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢ توسط سارا
|
خانه آرشيو ايميل
l: طراح قالب :l l: دوستان :l درياي آبي آرام پسري با کفشهاي کتاني رازان پرستوي مهاجر سكوت بي پايان در قلمرو عشق هادی اشرفی توت فرنگي قانون مرگ مژده صبح نگار جون نجوا تابوت پرنيان سرد سرگل جونم نوشين جونم عاشق خفته من و دل خودم هويت گمشده به همین سادگی ته مانده های یک مرد داداش سامان | |||
![]() |